بغضم شکفته است
و دلم چون بال خونین پرستویی شکسته است گویی ماه آسمان چون دل من گرفته است.
گفته بودی باز میگردی و من مسنوی از گلبرگهای سرخ برایت ساخته بودم. گفته بودی باز میگردی و من هر روز بیاد چشمانت آبی دریا را می نگریستم رفته بودی چون کبوتری سفید بال و برگشتی با سینه ای که بر ان شقایقی نشان ده بودند و من در ازدحام گل و پرنده ترا تا ابدیت
بدرقه کردم.
هنوز عطر صدایت در نهان خانه جانم صدا میدهد.
تو در شبی تیره سرود روشن صبح را خواندی و از این زمین کوچیدی
تصویر حماسه تو همواره در قاب خونین دل ما باقیست.

ما در دوستها یافتیم آنچه خواستیم
سخت وآسان
خوب و بد
زشت و زیبا
سخت و سهل و آسان
یافتیم
هرچه خواستیم یافتیم
ای تمام دوستان
ای شما که یک دقیقه
با دلم راست گو نبوده اید
با دلم به گفتگو نبوده اید
من هنوز همان عاشق قدیمیم
با همان پرنده در نگاه
با همان سلامهای ساده و صمیمی
فکر میکنم لازمه که بگم این وبلاگ دارای چند بخش خواهد شد وشما درون این وبلاگ کلهوم چه خواهید دانست وچه خواهید خواند
۱- بخشی با نام (روی پیچ کهکشان)
۲- بخشی با نام (بالای خط قرمز)
۳- بخشی با نام ( قلم)
۴- بخشی با نام (اتوبوس)
بخش بخش براتون با مثالی میگم هر کدام چه در بر دارند
اتوبوس
عجب سفری بود قبل عیدی
دسته جمعی رفته بودیم نیاسر
برگشتنی.............
(سفر نامه های من از گذشته ها تا به آینده)
قلم
وعشق صدای فاصله هاست
فاصله هایی که غرق ابهامند
( اشتباه نگیرید عاشقانه نیست شعرها متنها و دست نوشته های من )
بالای خط قرمز
چه مبارزه تنگا تنگی میان گارد ویژه نیروی پلیس و اوباش خیابانی در این چند شب برپاست
البته از دید گاه من بسیار عالی است
روی پیچ کهکشان
یک رقابت نجومی دیگه تموم شد
هفتمین ماراتون مسیه ایران با شکوه برگزار شد اما چه شکوهی ؟ باشه برای بعد

