تبليغاتX
گل گندم
دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386
عكاس خانه ايران

حتما به این وبلاگ سر بزنید

منتظر عکسها و پیشنهادات شما هستم

اینجا ایران است

http://khaneaks.blogfa.com

نوشته شده توسط حمید رضا نوروزی در 14:51 | لینک به این مطلب
دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386
سفر به شمال

رفته بودم کنار جنگلها، کنار تمام درختان سبز، ميان تمام جنجالهاي بعد

داشت و برداشت برنج، رفتن خانواده به هر عروسي در هر شب و

تنهايي من در سکوت خانه شيرواني به همراه مادر بزرگ سال خورده

ام  که چروکهاي روي صورتش داستان صد سال زندگي خود را بازگو

ميکند.

گرفتم عکس از آسمان پر ستاره بالاي سرم. ودراز کشيدن بر روي

تخت چوبي شکسته شده. دقايق در گذر است و من همچنان به آسمان مي

نگرم. صداي شغالها و سگها و گرگهاي جنگلهاي بالا دست نمي گذارند

در آرامش به سر ببرم خنده دار است.........

عکس گرفتم، سه حلقه، و دست آخر تهرانم و مي فهمم که دوربينم گم

شده است و ديگر هيچ عکسي از آن شبها ندارم.
                     

          داد و بيداد از اين روزگار ماه و دادن به شبهاي

                      تار

نوشته شده توسط حمید رضا نوروزی در 14:17 | | لینک به این مطلب
دوشنبه نوزدهم شهریور 1386
حکیمانه3

حکیمانه

هیچگاه فاصله ها حریف خاطره ها نمی شود

نوشته شده توسط حمید رضا نوروزی در 16:6 | | لینک به این مطلب
دوشنبه پنجم شهریور 1386
سمینار ابوریحان

سمینار بزرگداشت ابوریحان بیرونی

برای دریافت اطلاعات به وبلاگ زیر مراجعه نمایید

http://3minaridss.blogfa.com/

ابوريحان بيروني

نوشته شده توسط حمید رضا نوروزی در 13:25 | | لینک به این مطلب
شنبه سوم شهریور 1386
رفتن
او داشت مي رفت ، بازي زندگي براي او به اتمام رسيده بود،

 مي خواست گذشته هاي خود را به فراموشي بسپارد. ديگر به گذشته نمي انديشيد.
بار سفر بسته بود خداحافطي ميكرد با ديوارهاي خانه با دوستان

با عكسها و دفتر خاطرات کهنه
.......................................................................

آن شب يادش است، يادتان هست چه ميگفت چه مي شنيد
گفتند نرو بمان در كنار ما تو باشي زيباست تو باشي ما هستيم همه

 به يادت هستند خاطرات چه مي شود ما چه مي شويم
............................................................

او ماند هرچه خواستند كرد ولي اي كاش
............................................................

او مي رفت دل آنهارا مي شكاند تا آنها دل او را نمي شكستند
..........................................................
اي كاش ميرفت
اي كاش
اي كاش
.....................................
.................................................

نوشته شده توسط حمید رضا نوروزی در 16:30 | | لینک به این مطلب
شنبه سوم شهریور 1386
حکیمانه2

حکیمانه

از چارلي چاپلين پرسيدند خوش بختي چيست؟

 پاسخ داد : فاصله ي اين بدبختي تا بدبختي بعدي

 خوش بختي است

نوشته شده توسط حمید رضا نوروزی در 12:3 | | لینک به این مطلب